X
تبلیغات
خاطرات

خاطرات
قـصـه از حـنـجـره ایست که گره خورده به بــغــض×یک طرف خــاطـــره ها یک طرف فــاصـــلـــه ها...
آخرين مطالب

خدایـــــا ؛

دخلـم با خرجـم نمی خواند !

کــــم آورده ام !

صبری که داده بودی تمام شد . . .

ولی دردم هم چنان باقیست !!

بدهکار قلبم شده ام !

می دانم شرمنده ام نمی کنی ؛

باز هم صبــر می خواهم . . . !
[ سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1392 ] [ 0:20 ] [ غـــزل ]


عادت ندارم درد دلم را



به همه کس بگویم ...



پس خاکش میکنم زیر چهره ی خنـدانم...


تا همه فکر کنند



نه دردی دارم و نه قلبی

[ سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1392 ] [ 0:19 ] [ غـــزل ]
 

دوتا رخسار نيلی ديده زينب دوجا آثار سيلی ديده زينب

دو تادست بريده کرده پيدا دو پيکان ديده بر چشمان سقا

دو گوش پاره ديد وگوشواره دو تادست جدا يک مشک پاره

به صحرا ديده زير نور مهتاب دو تابلبل که هردو رفته در خواب

گل پرپر شده بوييده زينب لب خاکستری بوسيده زينب

دو تا با زوی بسته ديده زينب دو پهلوی شکسته ديده زينب

دو جا قران به روی سر گرفته دو جا گلبوسه از اکبر گرفته

[ جمعه سوم آذر 1391 ] [ 21:36 ] [ غـــزل ]
 

کـبـوتـر نـامـه رسـان بـه پـَـرواز دَر می آیــد

بـاز می گــَردد

نـااُمـیــد یـا اُمـیــدوار

مـا هـَمـواره بــاز مـی گــَـردیـم ...

اَشـک هـایـَت را پــاک کــُن

و بـا هــَمان چــشـمانِ غـَمْـنـاک ـ لـَبـخـنـد بــزَن ..

هــَـر روز چـیـزی آغـاز مـی شـود

هــَـر روز چـیـزی زیـبـا آغـاز مـی شــود .

[ یکشنبه بیست و سوم مهر 1391 ] [ 12:51 ] [ غـــزل ]

شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی

تورا با لهجه ی گلهای نیلوفر صداکردم.

تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعاکردم.

پس از یکجست و جو در کوچه های آبی احساس

تورا از بین گلهایی که درتنهاییم روئید باحسرت جدا کردم

و تو در پاسخ به آبی ترین موج تمنای دلم گفتی:

"دلم حیران وسرگردان چشمانی است رویایی"

و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم

تورادر دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم.

نمی دانم چرا رفتی،نمی دانم چرا!شاید خطا کردم

وتو بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی

نمی دانم کجا،تا کی برای چه ولی رفتی

و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید.

و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد

وگنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه بر می داشت

تمام بالهایش غرق در اندوه غربت شد.

و بعد از رفتن تو،آسمان چشمهایم خیس باران بود.

وبعد از رفتنت انگار...کسی حس کرد من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت

کسی حس کرد من بی تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد.

وبعد از رفتنت دریاچه بغض کرد!

کسی فهمید تونام مرا از یاد خواهی برد

و من با آن که می دانم تو هرگز یادمن را با عبور خود نخواهی برد

هنوز آشفته ی چشمان زیبای توام،برگرد...

ببین که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد

و بعد از این همه طوفان و وهم وپرسش و تردید

کسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت :

تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو:

در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم.

ومن در حالتی ما بین اشک و حسرت وتردید

کنار انتظاری که بدون پاسخ و سرداست

و من در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر

نمی دانم چرا؟! شاید به رسم و عادت پروانگیمان

باز برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم

[ یکشنبه بیست و سوم مهر 1391 ] [ 12:48 ] [ غـــزل ]
یه دوس دخترم نداریم که بشینیم باهاش Call Of Duty بازی کنیم بعد ما همش توی سختی ها
پوششش بدیم تا آسیب نبینه تا بدونه چقد دوسش داریم حتی تو بازی خخخخ
 
دختره عکسش رو گذاشته بعد زیرش نوشته من یه دخـــــــــتـــــــــرم
به ريال خودمون قسم اگه نمیگفت فکر میکردم حیووونی چیزی باشه! :))
 
 
این آینه های توی حموم که همیشه بخار گرفته ن. پس کی به کار میان؟ :-؟

اصولا فقط به درد نقاشی میخورن

 

مردم گينه بى صاحاب يه سرى جك دارند كه اينجورى شروع ميشه: "يه ايرانيه ميره صرافى بهش ميخندن، ميگه مرض اومدم آب بخورم"

 

یه سری لذت‌ها هم مختص ایرانه.
مثلا یه پول پاره‌ پوره رو یجوری به یه راننده‌ای، بقالی... بدی ازش خلاص شی.

ای کیف میده :|

 

استقبال زنان دهاتی از شوهر چوپانشان: پسرم صدای سگ میاد، ببین باباته؟

 

رفتم شیرینی بخرم به شیرینی فروشه میگم این شیرینی کشمشیا چرا توش کشمش نیست؟

یارو میگه شما شیرینی ناپلئونی می خرین لا هر کدوم ناپلئونه ؟

تا حالا اینقد قانع نشده بودم تو زندگیم

 

واقعا برای کارخونه سایپا نگرانم ، تو چند سال اخیر واقعا اسم های بی نظیری رو ماشیناش گذاشته - سایپا 141 - سایپا 132 -سایپا 131 -سایپا 111 احتما چند سال دیگه میزاره - سایپا مشتق 2X -سایپا رادیکال 5- -سایپا سینوس 90 -انتگرال 2 گانه سوز -انتگرال 3 گانه سوز:|

 

 

[ شنبه پانزدهم مهر 1391 ] [ 23:38 ] [ غـــزل ]

گاهی دویدن برای رسیدن به کسی...،

نفسی برای ماندن در کنار او ،باقی نمیگذارد

[ شنبه پانزدهم مهر 1391 ] [ 23:12 ] [ غـــزل ]

کوچیک تر که بودم فکرمیکردم بارون اشک


خداست!!!!!!!!!!!!!!ولی مگه خدا هم گریه میکنه؟

چرا باید دل خدا بگیره؟دوست داشتم زیر بارون قدم

بزنم تا بوی خدا رو حس کنم،اشک خدارو تو یه

کاسه جمع کنم تا هروقت دلم گرفت کمی بنوشم

تا پاک و آسمانی شوم.آسمان که خاکستری

میشد دل منم ابری می شد حس میکردم که آدما

دل خدارو شکستند و یا از یاد خدا غافل شدند.

همه میگفتند:"باران رحمت خداست"ولی حس

کودکانه من می گفت:.........خدا دلش گرفته و

از دست آدم بدا داره گریه میکنه!!


ای خدا جون یعنی زمانی که بارون میباره دلت تو هم از دست ما آدمای بد

گرفته و گریه میکنی؟

پس اگر تو هم دلت میگیره وگریه میکنی؟پس ما کجا بریم و

درودلمونو با

کی در میون بذاریم ؟

[ شنبه پانزدهم مهر 1391 ] [ 22:18 ] [ غـــزل ]

قفسم را مشکن!!!

تو مکن آزادم

گر رهایم سازی به خدا خواهم مرد

من به زنجیر تو عادت کردم

بارها در پی این فکر که در قلب توام با تو احساس سعادت کردم

تو محبت کن و بگذار

تا عمری هست

من بمانم چو اسیری درون قفست

قفسم را مشکن!!!

تو مکن آزادم

گر رهایم سازی به خدا خواهم مرد

من به زنجیر تو عادت کردم

[ دوشنبه دهم مهر 1391 ] [ 9:59 ] [ غـــزل ]
این بار اگر زنه زیبارویی را دیدید؛هوس
را زنده به گور كنید و خدا را شكر كنید برای خلق این زیبایی!

زیر باران اگر دختری را سوار كردید؛
جای شماره به او امنیت بدهید
و او را به مقصد مورد نظرش برسانید ، نه به مقصد مورد نظرتان!

هنگام ورود به هر مكانی؛
با لبخند بگویید: اول شما!

در تاكسی ، خودتان را به در بچسبانید، نه به او!

بگذارید زنِ ایرانی وقتی مرد ایرانی را در كوچه خلوت می بیند؛
احساس امنیت كند نه ترس!

بیاییدفارغ از جنسیت كمی مرد باشید!!!
[ دوشنبه دهم مهر 1391 ] [ 9:55 ] [ غـــزل ]

باز هم بگو دوستت دارم ...

اینجا نه دماغ کسی دراز می شود

نه گرگی به گله می زند

[ دوشنبه دهم مهر 1391 ] [ 9:45 ] [ غـــزل ]
گل گرفته ام تا اطلاع ثانوی...

در قلبم را...

لطفا نگوید کسی...

" دوستم داشته باش "

این یک قلم جنس را نداریم...

تمام شد...

من تعطیلم..!!


[ دوشنبه دهم مهر 1391 ] [ 9:43 ] [ غـــزل ]
مــــردم ایــــن شـــهر چقـــدر خوبنـــد . . . دیدنـــد كـــفش نـــدارم ،

برایـــــم پاپــــوش درســـت كـــــردند . . . !








شاید آرام تر میشدم

فقط و فقط

اگر میفهمیدی

شعر هایم به همین راحتی که میخوانی

نوشته نشده اند...


[ دوشنبه دهم مهر 1391 ] [ 9:42 ] [ غـــزل ]

بی خیال است…

خیلی بی خیال…

همان کسی که…

تمام خیال من است…

[ دوشنبه دهم مهر 1391 ] [ 9:40 ] [ غـــزل ]

درد مرا شمعـــــــــی می فهمد …

که برای دیدن یـــــــک چیز دیگــــر ،

آتشـــــــــش زدنــــد …

[ دوشنبه دهم مهر 1391 ] [ 9:40 ] [ غـــزل ]

می پسندم زمستان را

که معافم می کند از پنهان کردن دردی که در صدایم میپیچد،

اشکی که در نگاهم می چرخد

و به همه می گویم:

"سرما خورده ام......................

 

دیروز همسایه ام از گرسنگی مرد ...

درعزایش گوسفندها سربریدند ....!!!

 

کم باش ، اصلا هم نگران گم شدنت نباش…



اونی که اگه کم باشی گمت کنه



همونیه که اگه زیاد باشی حیفت میکنه ....

 

گاهــی

فـقــط بـایـد لبخــند بـزنی و


رد بشــی ،

بگذار فـکــر کـنند نفهمیدی...

تازه فهمیدم چرا پشت سر مرده ها آب نمی ریزند …


چون این دنیا ارزش برگشتن ندارد …!

 

باران باش و ببار ....

اما نه بر روی خانه ای که سقفش سوراخ دارد ...!!!

 

 

 

[ دوشنبه دهم مهر 1391 ] [ 9:37 ] [ غـــزل ]
تولدم مبارک    

[ چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1391 ] [ 21:57 ] [ غـــزل ]

شیشه ی پنجره را باران شست

 

از دل من اما چه کسی نقش تو راخواهد شست

 

آسمان سربی رنگ من درون قفس سرد اطاقم دلتنگ

 

میپرد مرغ نگاهم تا دور

 

وای باران باران

 

پرمرغان نگاهم را شست

 

از دل من اما چه کسی نقش تو راخواهد شست

 

هیچ کس....

 

این نقش شستنی نیست....

 

[ شنبه یازدهم شهریور 1391 ] [ 15:32 ] [ غـــزل ]

دوستم تو خونه خوابیده بود داداشم از راه اومده میگه خوابه؟
میگم پَـــ نَ پَـــ رفته رو اسکرین سیور لگد بزنی روشن میشه!!!!

————–

آب خونه قطع شده بود. بعد که وصل شد یه آب زرد از شیر میومد. می پرسه زنگ لوله هاست؟
پــــَ نه پــــــَ سازمان آب واسه عذرخواهی اولش آب پرتقال می فرسته..!

————–

در پارکینگ و باز کردم برم تو یارو اومده جلو در پارک کرده میگه میخوای بری تو؟

پـَـــ نــه پـَـــ در و باز کردم هوای کوچه عوض شه

————–
رفتم فست فود گارسون دختر اومده میگه غذا میل دارین ؟!
میگم پـَـــ نــه پـَـــ بشین ۲ دقیقه اومدم خودتو ببینم همش تو اشپزخونه ای!!!
————–
رفتم حموم داد زدم میگم این آب چرا ســـــــــرده؟!!!! بابام میگه داری دوش میگیری؟
میگم پـَـــ نــه پـَـــ دارم تمرین های دوره غواصی رو تو تشت دوره میکنم …
————–
رفتم خاستگاری میرم تو اتاق که با دختره خصوصی صحبت کنم دختره میگه میخای باهام ازدواج کنی
میگم پـَـــ نــه پـَـــ اومدم باهم خاله بازی کنیم حوصلم سررفته بود
————–
پسره به دوستش میگه:GF همون دوست دختره؟!؟! دوستش
میگه پـَـــ نــه پـَـــ مخفف گوجه فرنگیه
————–

جارو دستم بود داشتم می رفتم اتاقمو جارو بزنم … عمه ام دید گفت داری میری جارو بزنی؟

پـَـــ نــه پـَـــ زنگ زدم بچه ها بیان قسمت هشت هری پاترو بسازیم

————–

تو اتاق عمل نوزاد تازه به دنیا اومده به دستیار میگم چاقو رو بده میگه میخوای بند نافو ببری؟
پـَـَـ نَ پـَـَــــ میخوام رقص چاقو کنم از مامان بچه شاباش بگیرم!!

————–

با دوستم رفتیم باغ وحش،جلوی قفسِ شیر وایسادیم. دوستم میگه:شیرِ؟
میگم:پَــــ نَ پَــــ… گربه اس باباش مرده ریش گذاشته!!!!

————- جملات خنده دار پـَـــ نــه پـَــ ————-

رفتم درمونگاه , منشیه میگه : مریض شمایید؟
گفتم پَــــ نَ پَــــ من میکروبم , اومدم خودمو معرفی کنم!

————–

با دوستم رازِ بقا میدیدیم بهم میگه:شیرایِ نَر همشون صورتاشون مو داره !!!
گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ فقط اونائی که عضو پایگاه مقاومت بسیج جنگلن اینطورین

————–

دوستم پریده تو استخر داد میزنه میگه شنـــا کنم ؟
میگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ بزار اهنگ تـایتـانیک بزارم آروم غرق شو..!

————–

اومده تو اتاق ،قابِ عکسِ رو دیوار و دیده میگه : وای داداشتــــــــــــه؟؟؟
میگم: آره
میگه : عکسشـــــــــــــه؟؟؟
میگم پـــَــ نَ پـــَـــ خودشه ، گذاشتمش رو دیوار با دمپایی کوبیدم رو صورتش،چسبیده به دیوار!!!

[ شنبه یازدهم شهریور 1391 ] [ 14:49 ] [ غـــزل ]
خب حالا یکمم امروز چند تا جوک بخون تا دو طرفه دهنت بره به سمت راست و چب گوشات و دندونای قشنگتو کناری هات ببینن..

برا ادامه مطالب


ادامه مطلب
[ جمعه دهم شهریور 1391 ] [ 18:8 ] [ غـــزل ]
درباره وبلاگ

سلام بچه ها به وبلاگم خوش اومدین